ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
476
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
مىشود ، مثل علم به بودن زيد در خانه . پس آن علم ، علم ثابت ازلى و ابدى بدون تغيّر و اختلاف است ، مانند علم به جايز بودن امور جايز و علم به وجوب واجبات و علم به محال بودن محالات . و اين علم - يعنى معرفت خدا و معرفت صفات و افعال او - همان كمال حقيقى است كه بعد از مرگ باقى مىماند و در آن ، علم به نظام كلَّى و اصلح و جميع معارف محيط به موجودات و حقايق اشياء مندرج و منطوى است ، زيرا همهء موجودات از افعال اوست ، و هر كه اين افعال را از اين حيث كه فعل خداوند است و از اين جهت كه با قدرت و اراده و حكمت مرتبط است بشناسد ، اين معرفت مكمّل معرفت خداست كه بعد از مرگ به عنوان كمال نفس باقى مىماند ، و نورى براى عارفان خواهد بود كه پس از مرگ پيشاپيش و طرف راستشان مىرود : « يقولون ربّنا أتمم لنا نورنا » « گويند پروردگارا نور ما را كامل كن » . و اين معرفت سرمايه اى است كه انسان را به كشف آنچه در دنيا برايش مكشوف نبود مىرساند ، چنان كه كسى كه چراغى پنهان دارد ، اين چراغ ممكن است سبب شود براى افروختن چراغى ديگر از آن ، و بدين سان اين نور به وسيلهء آن نور پنهان كامل گردد ، و كسى كه اصلا چراغ با خود ندارد اميد و طمعى در نور ندارد . پس آن كس كه از اصل معرفت خداوند محروم است او را هيچ گونه اميد و طمعى در اين نور نيست ، بلكه در « ظلمتهائى است در دريائى ژرف كه موجى آن را فرا گرفته و بالاى آن موج ديگر است و بالاى آن ابرى است ، ظلمتهاست بر همديگر » . و غير از اين معرفت ، معرفتهاى ديگر يا اصلا فايده اى در آن نيست ، مثل معرفت شعر و انساب عرب و امثال آن ، يا در معرفت اللَّه فايده اى در بردارد ، مانند شناخت لغت عرب و تفسير و فقه و اخبار ، و معرفت طريق تزكيهء نفس كه وسيله و مقدمه است براى راه يافتن به معرفت خداوند ، چنان كه خداى تعالى مىفرمايد : « قَدْ أفْلَحَ مَنْ زَكَّاها » 91 : 9 ( شمس ، 9 ) « هر كه جان خود پاك كرد رستگار شد » . و مىفرمايد : « وَالَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا » 29 : 69 ( عنكبوت ، 69 ) .